يک آبروريزی

امان از این بچه ها که گاهی آبروی آدم رو میبرن.

دیروز یکی از دوستای هووارد اومده بود یه سر پیش ما و مشغول قهوه و کیک بودیم و منهم رفته بودم بالای منبر و داشتم سخنرانی ضد اتمی میکردم که رائیتی خانم که یه چند وقتی بود از جلوی چشم ما دور شده بود؛ دلی دلی کنان از در اومد تو.

از دور معلوم نبود چی دستشه. منم اولش توجهم زیاد جلب نشد.

خلاصه یه نگاهی به ما کرد و صاف رفت طرف دوست هووارد و میخواست چیزی که دستشه بده به اون. یهو دیدم ای دل غافل! یک عدد پد که توی پاکت خودش پیچیده شده دستشه داره میده به دوست هووارد.

تا بیام بجنبم کار از کار گذشته بود و رائیتی با سرسختی و محبت تمام میخواست پد رو بده به مهمون.

دوست هووارد هم خنده اش گرفته بود روش نمیشد بخنده. منم که از خجالت داشتم آب می شدم.

حالا از همه بدتر شوهر پرت بنده بود که هی به نروژی از رائیتی میپرسید:«رائیتی اون چیه دادی به Atle؟»

خلاصه آخرش رفتم برش داشتم و رفتم دیدم که بله... کمد های حمام تماما خالی شدن بیرون. و صابون مایع ریخته کف حموم.

تقصیر خودم بود یادم رفته بود در حموم رو ببندم؛ ایشون از فرصت کمال استفاده رو برده بود.  

/ 10 نظر / 11 بازدید
نازيلا

وااااااااااااای من اين رائيتی و ميخورم چقدر خوشگله وايييييييييييييی

مبينا

تا باشه از اين آبرو رفتن ها! نگاه کن ماشالله چه دختر باکلاسيه ؟

مامان ایلیا

عاديه. ناراحت نباش.دختر مهمون ما اومده بود تو اتاق من. تامپون رو برداشته بود برده بود وسط سالن. وقتی من رسيدم اون رو به قطعات بنياديش تجزيه کرده بود! رائيتی که بنده خدا صاحبخونه بوده.

الميرا

جونم، خب بچه محبتش گل کرده بود ديگه، يه کم درکش کنين آخه

مامان آيسان ( هايده)

حالا يه کم بزرگتر که بشه با سماجت ازت می پرسه که اين چيه و بايد جوابشو بدی . ماشالله چقدر از عکس قبليش که تو بغل باباش بود و ديدم بزرگ شده . اون يکی عکس رو آيسان سيو کرده بود و تا مدتها قربون صدقه اش می رفت . اين يکی رو هم ببينه کلی ذوق می کنه.

بقابل

تا تو هستی ما ميخنديم چه با تفنگ چه با مشت

سوسن جعفری

سلام! راستش، اين ماجرا و صورت ناز اين دخترک شيرين ... و بعد خير پدرتان ... چی بنويسم؟!

بهار

سلام!....مرسی از حضورت پس رائیتی جون اینه!....آپم میای دیگه؟!...بهار

کلاغ تنها

ممنون که به لونه من سرزدید دوست. من عکس دختر زیباتون رو تازه دیدم. راستش میخوام بگم یه دورگه خوشکل و جذابه. ولی متاسفانه تا به وقت ازدواج برسه من هفتمین کغنمم پوسوندم ...

تورنگ

سلام. دختر من هم شروع کرده به بردن آبروی پدر مادرش :) در ضمن آهنگ قشنگی زمينه وبلاگتان گذاشته ايد. ميشه بگين کی ميخونه؟ به نظر مياد سوئدی باشه! پايدار باشيد.